الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

456

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

عواطف انسانها ، چرا كه موعظه ، و اندرز بيشتر جنبه عاطفى دارد كه با تحريك آن مىتوان توده‌هاى عظيم مردم را به طرف حق متوجه ساخت . در حقيقت حكمت از « بعد عقلى » وجود انسان استفاده مىكند و موعظه حسنه از « بعد عاطفى » ( 1 ) . و مقيد ساختن « موعظه » به « حسنه » شايد اشاره به آن است كه اندرز در صورتى مؤثر مىافتد كه خالى از هر گونه خشونت ، برترى جويى ، تحقير طرف مقابل ، تحريك حس لجاجت او و مانند آن بوده باشد ، چه بسيارند اندرزهايى كه اثر معكوسى مىگذارند به خاطر آنكه مثلا در حضور ديگران و توام با تحقير انجام گرفته ، و يا از آن استشمام برترى جويى گوينده شده است ، بنا بر اين موعظه هنگامى اثر عميق خود را مىبخشد كه « حسنه » باشد و به صورت زيبايى پياده شود . 3 - « و با آنها ( يعنى مخالفان ) به طريقى كه نيكوتر است به مناظره پرداز » ( * ( وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * ) . و اين سومين گام مخصوص كسانى است كه ذهن آنها قبلا از مسائل نادرستى انباشته شده و بايد از طريق مناظره ذهنشان را خالى كرد تا آمادگى براى پذيرش حق پيدا كنند . بديهى است مجادله و مناظره نيز هنگامى مؤثر مىافتد كه « * ( بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * » باشد ، حق و عدالت و درستى و امانت و صدق و راستى بر آن حكومت كند و از هر گونه توهين و تحقير و خلافگويى و استكبار خالى باشد ، و خلاصه

--> ( 1 ) بعضى از مفسران در تفاوت ميان « حكمت » و « موعظه حسنه » و مجادله نيكو گفته‌اند حكمت اشاره به دلائل قطعى است ، و موعظه حسنه ادله ظنيه را مىگويد ، و اما مجادله نيكو اشاره به دلائلى است كه هدف از آن الزام مخالفين و استفاده از مطالبى است است كه مورد قبول آنها مىباشد ( ولى آنچه در بالا آورديم مناسبتر به نظر مىرسد ) .